در لغتنامه دهخدا آمده است که نویسنده کتاب تاریخ بیهق از سرزمینی به نام غرشه یاد کرده و آن را یکی از پنجاه ولایت مشهور در ربع معمور جهان دانسته است. ربع معمور در اصطلاح جغرافیای قدیم به بخشهایی از زمین گفته میشد که محل زندگی و آبادانی انسانها بوده است. در آن منابع، غرشه در کنار ناحیهای به نام غور ذکر شده، اما اشاره شده است که احتمالاً غرشه با غور تفاوت داشته و ناحیهای جداگانه به شمار میآمده است. برخی پژوهشگران نیز معتقدند که غرشه همان سرزمینی است که در منابع دیگر با نام غرش یا غرشستان شناخته شده است. این موضوع نشان میدهد که نام این منطقه در متون مختلف با صورتهای گوناگونی نوشته شده است. در کنار این معنا، در برخی فرهنگهای فارسی این واژه به نام نوعی میوه درختی نیز اشاره کرده است، هرچند این کاربرد کمتر رایج است.
غرشه
لغت نامه دهخدا
غرشه. [ غ َ ش َ ] ( اِخ ) صاحب تاریخ بیهق ولایت غورو غرشه را یکی از پنجاه ولایت مشهور ربع معمور عالم آورده است ( ص 17 و 18 ) و غرشه همان غرش و غرشستان و ظاهراً غیر از غور است. رجوع به غرشستان و غور شود.
فرهنگ فارسی
یکی غرش میوه درختی