اصطلاح «عیش پهلودار» در زبان و ادبیات فارسی کنایه از خوشی، آسایش و زندگی آرام و پایداری است که دوام و ثبات داشته باشد و بهسرعت از میان نرود. واژه «عیش» به معنای خوشی، رفاه، شادی و لذت در زندگی است و «پهلودار» در این ترکیب معنای استوار، پابرجا و ماندگار را میرساند. هنگامی که این دو واژه در کنار یکدیگر قرار میگیرند، مفهومی را بیان میکنند که به خوشبختی و آسایشی دائمی و بدون نگرانی اشاره دارد؛ یعنی زندگیای که در آن آرامش و رفاه برای مدت طولانی برقرار بماند و دچار نابودی یا تغییر ناگهانی نشود. با این حال، این اصطلاح در بسیاری از متون ادبی همراه با نوعی هشدار و نگاه واقعگرایانه نیز به کار رفته است، زیرا شاعران و نویسندگان باور داشتهاند که شادی و آسایش دنیا همیشگی نیست و ممکن است هر لحظه دستخوش دگرگونی شود. به همین دلیل، وقتی گفته میشود «پشت کس بر عیش پهلودار نیست» منظور آن است که هیچ انسانی نمیتواند به خوشی و آسایش پایدار دنیا کاملاً اطمینان داشته باشد، زیرا زندگی همواره با تغییر، اندوه و ناپایداری همراه است. این تعبیر علاوه بر معنای ظاهری، مفهوم فلسفی و اخلاقی نیز در خود دارد و انسان را به دوری از غرور، وابستگی بیش از حد به دنیا و فراموش نکردن ناپایداری روزگار دعوت میکند. در حقیقت، «عیش پهلودار» نمادی از آرزوی انسان برای رسیدن به آرامش ماندگار است، اما در ادبیات فارسی اغلب با این اندیشه همراه میشود که خوشیهای دنیوی همیشگی و تضمینشده نیستند.
عیش پهلودار
لغت نامه دهخدا
عیش پهلودار. [ ع َ / ع ِ ش ِ پ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از عیش ثابت و پایدار است. ( آنندراج ):
غم بسی را کرده صاحب دستگاه
پشت کس بر عیش پهلودارنیست.ظهوری ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کنایه از عیش ثابت و پایدار است