علانیه کردن
مترادفها
اعلام کردن، آشکار کردن، ابراز کردن
متضادها
پنهان کردن، مخفی کردن، کتمان کردن
لغت نامه دهخدا
علانیه کردن. [ ع َ ی َ / ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ظاهرو آشکار کردن. کاری را برملا کردن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آشکار کردن ظاهر نمودن کاری را بر ملا کردن.
جمله سازی با علانیه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رهبران سیاسی پس از مذاکرات طولانی، تصمیم گرفتند با علانیه کردن مواضع رسمی خود، ابهام موجود در میان افکار عمومی را به طور کامل برطرف کنند.
💡 گروههای فعال در حوزه حقوق بشر با علانیه کردن اعتراضات خود، سعی داشتند توجه جامعه بینالمللی را به مسائل انسانی و عدالت اجتماعی جلب کنند.
💡 سازمانهای بزرگ معمولاً با علانیه کردن اهداف و برنامههای استراتژیک خود، سعی میکنند اعتماد مشتریان و حامیان مالی را برای پروژههای آینده جلب نمایند.