بادید کردن تصویر معنی بادید کردن لغت نامه دهخدا بادید کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آشکار کردن. نمودار کردن. ظاهر ساختن. فرهنگ فارسی آشکار کردن نمودار کردن کلمات مرتبط اظهار کردن سفینه کردن پیدا کردن گزارش محتوای نامناسب