برملا کردن
آشکار کردن، فاش ساختن، از پنهانی بیرون آوردن. این فعل برای وقتی بهکار میرود که چیزی مخفی یا پوشیده را روشن و معلوم کنند.
مترادفها
آشکار کردن، فاش کردن
متضادها
پنهان کردن، پوشاندن، مخفی کردن
جمله سازی با برملا کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تلاش او برای برملا کردن حقیقت، باعث شد که بسیاری از افراد نادان به واقعیتهای تلخ و پنهان زندگی او پی ببرند.
💡 پلیس تلاش کرد تا با استفاده از تکنولوژیهای پیشرفته، نقشه مخفیانه مجرمان را برای سرقت از بانک به طور کامل برملا کردن و افشا نماید.
💡 او همیشه آرزو داشت که با نوشتن کتابهای خود، بتواند حقیقتهای پنهان طبیعت را برای نسلهای آینده برملا کردن و آموزش دادن را هدف قرار دهد.