یکی از معانی «عضیریف» جانوری کوچک و سفید و نازک است که انگشتان زنان یا دختران را به آن تشبیه میکنند. در فارسی به آن «کرباسو» گفته میشود و بار معنایی آن بیشتر جنبه تشبیه لطافت و نرمی دارد. برخی منابع میگویند عضیریف همان مارمولک است و در هندی به آن «بهمنی» نیز گفته میشود. این جانور کوچک، نرم و سفید است و شکل و اندازهاش گاهی برای توصیف زیبایی و ظرافت انگشتان به کار میرود. در برخی متون قدیمی، عضیریف به گربه نر و یا حتی موجوداتی از دواب دیوان نسبت داده شده است. تصغیر این واژه «عضیرف» است و جمع آن «عضارف» یا «عضرفوطات» ذکر شده است. در منابع طب سنتی و لغتنامههای قدیمی، این جانور به عنوان نمونه لطافت و نرمی طبیعت ذکر شده است. همچنین گاهی عضیریف در متون فقهی و ادبی برای تشبیه و مثالزدن به کار رفته و بار کنایی و زیبایی دارد.
عضیریف
لغت نامه دهخدا
عضیریف. [ ع ُ ض َ ] ( ع اِ مصغر ) مصغر عَضرَفوط. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به عضر فوط شود.