عذوب تصویر معنی عذوب متضادها شور، تلخ لغت نامه دهخدا عذوب. [ ع َ ] ( ع ص ) کسی که از شدت تشنگی نخورد. ( ناظم الاطباء ). || آنکه میان او و میان آسمان حائل نباشد. || ستور ایستاده که آب و علف نخورد. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). کلمات مرتبط محقف هیف مسهوف مستوکع طخرور قراضب عذوبت