طیسل

لغت نامه دهخدا

طیسل. [ طَ س َ ] ( ع اِ ) سراب. || باد، یا باد سخت. || غبار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گرده. گرد بسیار. ( مهذب الاسماء ). || جماعت. ( منتهی الارب ). || ( ص ) شب تاریک. || بسیار از هر چیزی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ): ماء طیسل؛ آب بسیار. نعم طیسل؛ ای کثیر. || عدد بسیار. || ( اِ ) هرچه بر زمین باشد از خس و خاشاک. || هر مخلوق کثیرالنسل مانند مور و مگس و هوام. || خاکریزها. || دریا. || تشت. ( منتهی الارب ). سیطل. طیس. رجوع به طیس شود.

مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز