لغت نامه دهخدا
شیبقان. [ ش َ ب َ ] ( اِخ ) ( شیبان ) ابن توشی بن چنگیزخان، جد ملوک شیبانیه ماوراءالنهر. ( تاریخ جهانگشای جوینی ج 1 ). رجوع به شیبان بن جوجی و شیبانیان شود.
شیبقان. [ ش َ ب َ ] ( اِخ ) ( شیبان ) ابن توشی بن چنگیزخان، جد ملوک شیبانیه ماوراءالنهر. ( تاریخ جهانگشای جوینی ج 1 ). رجوع به شیبان بن جوجی و شیبانیان شود.