واژه «شفون» در منابع لغوی عربی و فارسی به صورتهای مختلف صرفی و معنایی گزارش شده و دارای گسترهای از معانی مرتبط با نگاه و حالت روانی است. در کاربرد صفتی، «شفون» به فردی گفته میشود که رشکین، حسود و دارای غیرت شدید است و این حالت در رفتار و نگاه او نمود پیدا میکند. چنین شخصی در اثر شدت غیرت یا حساسیت، معمولاً با دقت و سختگیری به اطراف خود مینگرد و نگاه او حالت کنترلگرانه و مراقب دارد. در برخی توضیحات لغوی، این واژه برای کسی به کار میرود که با گوشه چشم و به صورت همراه با کراهت یا اعراض به دیگران نگاه میکند. این نوع نگاه، در تحلیلهای لغوی به عنوان رفتاری همراه با بیمیلی یا نوعی دوری گزینی عاطفی توصیف شده است. در کاربرد مصدری، «شفون» به معنای «شفن» آمده که ناظر بر عمل نگاه کردن از کنج چشم یا نگاه دزدانه و غیرمستقیم است. همچنین این واژه در متون لغت به معنای دنبالکردن چیزی یا کسی با نگاه، به گونهای که نگاه مستقیم و آشکار نباشد، نیز به کار رفته است. در برخی منابع، معنای دیگری نیز برای آن ذکر شده که عبارت است از نگاه کردن از روی تعجب به یک شیء یا پدیده غیرمنتظره. همچنین گاهی این واژه برای نگریستن همراه با کراهت و رویگردانی از یک امر یا شیء به کار رفته و بار ارزشی منفی پیدا کرده است. بنابراین «شفون» واژهای چندوجهی است که هم به حالت روانی مانند غیرت و حسادت و هم به شیوههای خاص نگاه کردن در زبان عربی و فارسی اشاره دارد.
شفون
لغت نامه دهخدا
شفون. [ ش َ ] ( ع ص ) رشکین و حسود و غیور. ( ناظم الاطباء ). غیور که از شدت غیرت و حذر گوشه چشم از تند نگریستن برنبندد. ( از اقرب الموارد ). || کسی که با گوشه چشم و یا به کراهت و اعراض بنگرد کسی را. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
شفون. [ ش ُ ] ( ع مص ) مصدر به معنی شَفَن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). به کنج چشم نگریستن کسی را. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). به دنبال چشم نگریستن به کسی. ( از تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). به دنبال چشم نگریستن، و یعدی بنفسه و بالی. ( از المصادر زوزنی چ بینش ص 160 ). || به تعجب نگریستن به سوی چیزی. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || به کراهت و اعراض دیدن چیزی را. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به شَفَن شود.
فرهنگ فارسی
مصدر به معنی شفن به کنج چشم نگریستن کسی را. با به تعجب نگریستن به سوی چیزی.