شافیدن
مترادفها
دیدن
متضادها
نادیدن، چشمپوشی کردن
لغت نامه دهخدا
شافیدن. [ دَ ] ( مص جعلی ) لغزیدن. سهو کردن. خطا نمودن. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ شعوری ج 2 ص 130 ). اما در جای دیگر دیده نشد.
فرهنگ عمید
۱. افتادن.
۲. لغزیدن.
دیدن
نادیدن، چشمپوشی کردن
شافیدن. [ دَ ] ( مص جعلی ) لغزیدن. سهو کردن. خطا نمودن. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ شعوری ج 2 ص 130 ). اما در جای دیگر دیده نشد.
۱. افتادن.
۲. لغزیدن.