بالافتن
مترادفها
بالا رفتن، صعود کردن
لغت نامه دهخدا
بالافتن. [ ت َ ] ( مص ) پالودن. صاف کردن. ( از فرهنگ شعوری ج 1 ص 181 ) ( ناظم الاطباء ). جای دیگر دیده نشد.
بالا رفتن، صعود کردن
بالافتن. [ ت َ ] ( مص ) پالودن. صاف کردن. ( از فرهنگ شعوری ج 1 ص 181 ) ( ناظم الاطباء ). جای دیگر دیده نشد.