طرکیدن
لغت نامه دهخدا
طرکیدن. [ طَ دَ ] ( مص ) از هم شکافتن و پاره شدن. ( آنندراج ). صورتی است از ترکیدن و طرقیدن. و رجوع به فرهنگ شعوری ج 2 ص 167 شود.
جمله سازی با طرکیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی فشار داخل دیگ تحت فشار بسیار زیاد قرار میگیرد، ممکن است ناگهان باعث طرکیدن بدنه و آسیب دیدن افراد حاضر در محیط آشپزخانه شود.
💡 صدای طرکیدن حبابهای کوچک در آب جوش در فضای ساکت صبحگاهی، حس آرامش عجیبی به بیننده منتقل میکند و او را به یاد طبیعت میاندازد.
💡 صدای طرکیدن شعلههای آتش در بخاری قدیمی خانه، در شبهای سرد زمستانی باعث ایجاد حس امنیت و گرمای خاصی در میان اعضای خانواده میشود.