باکیدن
مترادفها
منتظر بودن، چشمبهراه بودن
لغت نامه دهخدا
باکیدن. [ دَ ] ( مص جعلی ) مصدر جعلی از باک. ترسیدن. ( از فرهنگ شعوری ج 1 ص 181 ). بیمناک شدن.
فرهنگ فارسی
ترسیدن بیمناک شدن
منتظر بودن، چشمبهراه بودن
باکیدن. [ دَ ] ( مص جعلی ) مصدر جعلی از باک. ترسیدن. ( از فرهنگ شعوری ج 1 ص 181 ). بیمناک شدن.
ترسیدن بیمناک شدن