شرمیدن

مترادف‌ها

حیا کردن، خجالت کشیدن، شرم کردن، کم‌رو شدن

متضادها

بی‌شرمی کردن، جسارت داشتن، بی‌حیایی کردن

لغت نامه دهخدا

شرمیدن. [ ش َ دَ ] ( مص جعلی ) خجل شدن و خجالت کشیدن. ( ناظم الاطباء ). شرمنده گردیدن. ( آنندراج ). || حیا داشتن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

خجل شدن و خجالت کشیدن شرمنده گردیدن یا حیا داشتن.

جمله سازی با شرمیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حیوانات وحشی که در طبیعت زندگی می‌کنند، معمولاً از کوچک‌ترین صداهای غیرعادی در محیط اطراف خود، به شدت شرمیده شده و به سمت مخفیگاه خود فرار می‌کنند.

💡 او از اینکه دید همه با نگاهی پرسشگر و مشکوک به او خیره شده‌اند، شروع به شرمیدن کرد و سعی داشت نگاه خود را به زمین بدوزد.

💡 در برخی فرهنگ‌های سنتی، افراد ممکن است از بیان مستقیم احساسات خود در جمع‌های بزرگ دچار شرمیدن شوند که این رفتار نشان‌دهنده ادب و حیاست.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران