سپیدمی

لغت نامه دهخدا

سپیدمی. [ س َ / س ِ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) جوهر و عرق می است که چون مصعد شود سرخی آن بسپیدی تبدیل می یابد. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ):
غم اگرت بِعِرْق و پی، زردمیش حریف نی
ریز در آن سپیدمی،اینْت گلاب عنبری.مطلق رازی ( از آنندراج و انجمن آرا ).

فرهنگ فارسی

جوهر و عرق می است که چون مصعد شود سرخی آن بسپیدی تبدیل می یابد

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز