سرسور

لغت نامه دهخدا

سرسور. [ س ُ ] ( ع ص ) دانای بزرگ بسیار درآینده در امور. || هو سرسور مال؛ او نیکو سیاست کننده ٔشتران است. || ( اِ ) پیکان دوک. || دوست و یار خالص. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

دانای بزرگ بسیار در آینده در امور. یاپیکان دوک. یا دوست و یار خالص.

برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز