سراکوفت

لغت نامه دهخدا

سراکوفت. [ س َ ] ( اِمص مرکب ) از: سر +ا ( واسطه ) + کوفت ( کوفتن ). در زبان کنونی: سرکوفت. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). سرزنش و طعنه و به حذف الف نیز آمده است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( رشیدی ).

فرهنگ معین

(سَ ) (اِمص. ) سرزنش، توبیخ.

فرهنگ عمید

= سرکوفت

فرهنگ فارسی

سرزنش طعنه ملامت.

ویکی واژه

سرزنش، توبیخ.