ریزتنی
مترادفها
کوچکجثه، ریزجثه
متضادها
درشتتن
فرهنگستان زبان و ادب
{microsomia} [تغذیه] کوچک بودن کل یا قسمتی از بدن
ویکی واژه
کوچک بودن کل یا قسمتی از بدن.
کوچکجثه، ریزجثه
درشتتن
{microsomia} [تغذیه] کوچک بودن کل یا قسمتی از بدن
کوچک بودن کل یا قسمتی از بدن.