فرهنگستان زبان و ادب
{nutrient-nutrient interaction} [تغذیه] برهم کنش دو یا چند مادۀ غذایی در بدن که ممکن است تأثیر مواد مغذی را کاهش دهد یا عوارض جانبی در پی داشته باشد
{nutrient-nutrient interaction} [تغذیه] برهم کنش دو یا چند مادۀ غذایی در بدن که ممکن است تأثیر مواد مغذی را کاهش دهد یا عوارض جانبی در پی داشته باشد
💡 نستعلیق در نقش سکه و مُهر و نشان هم بهکار رفت. گویا روحِ نرم و سیّالِ نستعلیق با لطافتِ ادبیات فارسی تأثیر متقابلی برهم دارند.
💡 ز تنهایی دلم دیوانه شد آن یار همدم کو به رسوایی برون از خانه شد آن زلف برهم کو
💡 ای شهسوار خاص بک کز عالم جان تاختی میخانهها برهم زدی تا سوی میدان تاختی
💡 مطابق آموزه "فروهرها", همه هستی از دو بخش "مینو" و "گیتی" برهم آمدهاست.
💡 در تکلم از ندامت هیچکس آسوده نیست جنبش لب یکقلم جزدست برهم سوده نیست