فرهنگستان زبان و ادب
{dietary restraint} [تغذیه] پرهیز از خوردن غذا برای حفظ یا دست یابی به وزن مناسب
{dietary restraint} [تغذیه] پرهیز از خوردن غذا برای حفظ یا دست یابی به وزن مناسب
💡 به ترکِ خویشتن داری بگو گر دوست میخواهی که در میدانِ سربازان تنآسان در نمیگنجد
💡 ترا به خداوند سوگند هی دهم که امروز او را به نگاهی از خود بنوازی. وی گفت: به سود اوست که مرا نبیند. من اما پنداشتم که او از فرط خویشتن داری چنین همی گوید.
💡 صاحب ریحان و ریحان گفت: آغاز عشق هوی است، سپس علاقه، سپس خویشتن داری، سپس وجد، آن گاه عشق.
💡 روسو بعد از انتقاد از شیوههای موجود تربیت، اعلام کرد که آموزش یک هنر است و وسیلهای باید باشد برای هدایت آگاهانه جسم در حال رشد به سوی سلامت، رهبری خصوصیات اخلاقی به سوی اخلاق کمال مطلوب، هدایت فکر به سوی خرد و سوق دادن احساسات به سوی خویشتن داری، خلق و خوی اجتماعی و سعادت.