خویشتن داری غذایی
مترادفها
خویشتنداری در غذا، پرهیز غذایی
فرهنگستان زبان و ادب
{dietary restraint} [تغذیه] پرهیز از خوردن غذا برای حفظ یا دست یابی به وزن مناسب
جمله سازی با خویشتن داری غذایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به ترکِ خویشتن داری بگو گر دوست میخواهی که در میدانِ سربازان تنآسان در نمیگنجد
💡 ترا به خداوند سوگند هی دهم که امروز او را به نگاهی از خود بنوازی. وی گفت: به سود اوست که مرا نبیند. من اما پنداشتم که او از فرط خویشتن داری چنین همی گوید.
💡 صاحب ریحان و ریحان گفت: آغاز عشق هوی است، سپس علاقه، سپس خویشتن داری، سپس وجد، آن گاه عشق.
💡 روسو بعد از انتقاد از شیوههای موجود تربیت، اعلام کرد که آموزش یک هنر است و وسیلهای باید باشد برای هدایت آگاهانه جسم در حال رشد به سوی سلامت، رهبری خصوصیات اخلاقی به سوی اخلاق کمال مطلوب، هدایت فکر به سوی خرد و سوق دادن احساسات به سوی خویشتن داری، خلق و خوی اجتماعی و سعادت.
💡 پزشکان برای کنترل سطح قند خون، همیشه به بیماران توصیه میکنند که در کنار ورزش منظم، نوعی خویشتن داری غذایی و رژیم سالم داشته باشند.
💡 رسیدن به وزن ایدهآل تنها با ورزش امکانپذیر نیست و نیازمند خویشتن داری غذایی شدید و پرهیز از مصرف مواد قند و چربیهای اشباع شده است.
💡 او با رعایت اصول خویشتن داری غذایی و حذف میانوعدههای غیرضروری، توانست در مدت کوتاهی تغییرات مثبتی در وضعیت سلامت جسمانی خود مشاهده کند.