روزمیان
مترادفها
روزانه، میانه روز
متضادها
شب
لغت نامه دهخدا
روزمیان. ( ق مرکب ) روز سوم از امروز و هر روز دیگری. ( از ناظم الاطباء ). روز بعدِ پس فردا. فردای پس فردا.
روزانه، میانه روز
شب
روزمیان. ( ق مرکب ) روز سوم از امروز و هر روز دیگری. ( از ناظم الاطباء ). روز بعدِ پس فردا. فردای پس فردا.