روحنواز

مترادف‌ها

دلنشین، آرام‌بخش، دل‌انگیز

متضادها

آزاردهنده، ناخوشایند

لغت نامه دهخدا

روحنواز. [ ن َ ] ( نف مرکب ) آنچه روح را بنوازد. نوازنده روح. دلنواز. شادی آور. مفرح. دل انگیز:
از من آموخته ترنم و ساز
زدنش دلفریب و روحنواز.نظامی.چون محمد ز جبرئیل براز
گوش کرد آن پیام روحنواز.نظامی.

جمله سازی با روحنواز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 موسیقی ملایم و آرام‌بخش در هنگام مطالعه کتاب، فضایی بسیار روحنواز و لذت‌بخش ایجاد می‌کند که به تمرکز بیشتر و آرامش ذهنی عمیق کمک شایانی خواهد کرد.

💡 نسیم خنک و روحنواز در عصرگاه‌های تابستانی، پس از یک روز طولانی و پرمشغله کاری، می‌تواند خستگی بدن و ذهن را به طرز عجیبی از میان ببرد.

💡 منظره‌ای که از بالای قله کوه به سمت دره گسترده شده بود، چنان روحنواز و خیره‌کننده بود که تمام خستگی مسیر پیاده‌روی را از تن ما بیرون کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران