رشماء تصویر معنی رشماء مترادفها پیشوایان، رهبران لغت نامه دهخدا رشماء. [ رَ ] ( ع ص ) ضبع رشماء؛ کفتاری که در روی آن سیاهی باشد. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کلمات مرتبط گورشکاف ضبحاء مقروم ضاربه شقحاء