خوذان

لغت نامه دهخدا

خوذان. [ خ َ ] ( ع اِ ) خدم، منه: خوذان الناس؛ خدم مردم. ( منتهی الارب ): ذهب فلان فی خوذان الخامل؛ بدرجه فروتر از اهل فضل واقع شد فلان. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).