حیام

مترادف‌ها

تشنگی، اشتیاق

لغت نامه دهخدا

حیام. ( ع مص ) قصد کار کردن. ( منتهی الارب ). قصد و طلب کاری کردن.( ناظم الاطباء ). آهنگ کردن. حوم. رجوع به حوم شود.

فرهنگ فارسی

قصد کار کردن.

جمله سازی با حیام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آن زن جوان با وجود زیبایی خیره‌کننده، از ویژگی اصلی اخلاق خود یعنی حیام و وقار در برخورد با دیگران سخن می‌گفت.

💡 در متون قدیمی ادبی، واژه حیام به معنای شرم و حیا به کار می‌رفته است که نشان‌دهنده ویژگی‌های اخلاقی والای شخصیت‌ها است.

💡 شخصیت‌های بزرگ تاریخ همواره تلاش می‌کردند تا با حفظ حیام و عزت نفس، در برابر سختی‌ها و وسوسه‌های دنیایی ایستادگی کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران