لغت نامه دهخدا
قزد. [ ق َ ] ( ع اِمص ) آهنگ. ( منتهی الارب ). قصد. ( اقرب الموارد ). || ( مص ) آهنگ کردن، و این لغتی است در قصد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
قزد. [ ق َ ] ( ع اِمص ) آهنگ. ( منتهی الارب ). قصد. ( اقرب الموارد ). || ( مص ) آهنگ کردن، و این لغتی است در قصد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
💡 ابو عبدالله حمزه بن حسن اصفهانى در كتاب اصفهان ياد كرده است كه چون عرباشعريان به قم آمدند. در جوانب قم در خيمه هايى از موبزول كردند. چون در اين ناحيه متمكن شدند. در صحارى (37) هفت ده و خطه ومنزل ساختند و سراها و بناها و قصرها و عمارت ها بنا نهادند و فرود آمدند و آن هفت دهممجان، قزدان، مالون، جمر، سكن، جلنبادان و كميدان بودند. چون اين روستاها به همنزديك شد، از مجموع آن نام ها كميدان را اختيار كردند و مجموع اين ده ها را كميدان ناميدند.پس از مدتى براى اختصار، چهار حرف آن را حذف كردند و آن را كم ناميدند كه پس ازمعرب ساختن، قم ناميدند.