حکاء
حکاء مصدری از ریشهٔ عربی است که در لغت به معنای بستن گره میباشد. این واژه در منابع معتبر لغوی همچون منتهی الارب و المنجد با همین معنا ثبت شده است و دلالت بر عمل پیچیدن یا محکم کردن چیزی به وسیلهٔ گره دارد. در کاربردهای زبانی، این مصدر بیشتر در متون کهن و ادبیات عربی به چشم میخورد و در گذر زمان، کاربرد آن در زبان فارسی بسیار محدود شده است. امروزه به جای این واژه، از معادلهای فارسیِ هممعنا یا عبارتهای توصیفی مشابه استفاده میشود. با توجه به تحولات زبانی و جایگزینی واژههای بومی، میتوان گفت حکاء از جمله واژههای مهجوری است که اگرچه در متون تاریخی و فرهنگی حضور دارد، ولی در فارسی معیار و گفتار روزمره کمتر به کار میرود و معنای آن عمدتاً در چارچوب مطالعات تخصصی زبان و ادبیات عربی باقی مانده است.
مترادفها
حکایتکن، قصهگو
لغت نامه دهخدا
حکاء. [ ح َک ْ ءْ ] ( ع مص ) بستن گره. ( منتهی الارب ) ( المنجد ).
جمله سازی با حکاء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون کهن ادبی، حکاء داستانها نقش بسیار مهمی در انتقال ارزشهای اخلاقی و آموزههای دینی به نسلهای بعدی در میان تودههای مردم داشتند.
💡 برخی از حکماء و حکاء بزرگ تاریخ اسلام، با استفاده از حکایتهای ظریف، پیچیدهترین مسائل فلسفی و عرفانی را برای مردم عادی سادهسازی میکردند.
💡 در مجالس قدیمی، شنیدن سخنان حکاء و داستانسراییهای آنها میتوانست راهی برای فرار از خستگی روزمره و کسب دانش در فضایی صمیمانه باشد.