کلمه «محکم کردن» در زبان فارسی به معنای استوار، سفت و پایدار ساختن یک چیز است بهگونهای که از حرکت، سستی یا خرابی جلوگیری شود. این واژه بیشتر برای زمانی به کار میرود که بخواهیم چیزی را با بستن، فشردن یا تقویت کردن در جای خود نگه داریم. «محکم کردن» میتواند درباره اشیای فیزیکی مانند بستن پیچ، گره زدن طناب یا تثبیت یک سازه استفاده شود. همچنین این واژه در معنای غیرمادی نیز کاربرد دارد، مانند محکم کردن تصمیم، رابطه یا عقیده. در این حالت، منظور افزایش استواری و پایداری ذهنی یا احساسی است. معمولاً این کار با دقت و هوشیاری انجام میشود تا نتیجهای مطمئن به دست آید و احساس امنیت و اطمینان بیشتری ایجاد کند. در مجموع، «محکم کردن» به عملی گفته میشود که موجب استحکام و دوام بیشتر یک چیز میگردد.
محکم کردن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) استوار کردن پا برجا کردن ثابت نمودن: چون شب شد او در کوشک را محکم کرد.
ویکی واژه
saldare
rafforzare
جمله سازی با محکم کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آمادگی میتواند شامل آمادهسازی برای نجات بقا در صورت وقوع زلزله، یا کاهش و حداقل رساندن اثر یک زلزله است. اقدامات متداول برای ایمنسازی دربرابر زمینلرزه عبارت است از ذخیرهسازی غذا و آب برای یک وضعیت اضطراری و آموزش افرادی که در طی زلزله چه کار باید بکنند. اقدامات بزرگتر میتواند شامل محکم کردن وسایل بزرگ، همچنین اجتناب از نگهداری هرگونه اشیا بالای تختخواب باشد.
💡 و هم از وی شنیدم که موسی علیه السّلام مرید بود که گفت رَبِّ اشْرَحْ لی صَدْری. پیغمبر ما صَلّی اللّهُ عَلَیْهِ وَسَلّم مراد بود خدای عَزَّوَجَلَّ گفت اَلَمْ نَشْرَحَ لَکَ صَدْرَک و همچنین موسی گفت اَرِنی اَنْظُرْ اِلَیْکَ حَق تَعالی گفت لَنْ تَرانی. پیغمبر ما را صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّم گفت اَلَمْ تَرَاِلی رَبِّکَ کَیْفَ مَدَّ الظِلَّ مراد اندرین که گفت مدّالظل پوشیدن قصّه بود و محکم کردن حال.