حسن التعلیل
مترادفها
توجیه، بهانهتراشی
لغت نامه دهخدا
حسن التعلیل. [ ح ُ نُت ْ ت َ ] ( ع اِ مرکب ) در علم بدیع، آنکه شاعر یا منشی اثبات کند صفت چیزی را و برای ثبوت آن صفت سببی و علتی مناسب ادعا کند مگر در حقیقت سبب و علت آن نباشد. مثال آن در فارسی:
لاله که بدل گره شدش دود
از آه من است حسرت آلود.امیرخسرو.رجوع به حسن تعلیل شود.
فرهنگ فارسی
در علم بدیع آنکه شاعر یا منشی اثبات کند صفت چیزی را بیاورد و برای ثبوت آن صفت سببی و علتی مناسب ادعا کند مگر در حقیقت سبب و علت آن نباشد
جمله سازی با حسن التعلیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در مباحث اصول فقه، مفهوم حسن التعلیل به معنای یافتن دلیلی منطقی و مناسب برای اثبات یک حکم شرعی است که با قواعد کلی دین سازگاری کامل داشته باشد.
💡 برخی از فقها معتقدند که در استنباط احکام جدید، باید به دنبال حسن التعلیل بود تا بتوان از استدلالهای عقلی و نقلی در کنار هم برای رسیدن به حقیقت استفاده کرد.
💡 بحث درباره حسن التعلیل در متون فلسفی و کلامی، همواره یکی از چالشهای اصلی برای پژوهشگرانی بوده است که به دنبال تبیین چرایی و چگونگی احکام میگردند.