حدیا
مترادفها
آواز، ترانه
لغت نامه دهخدا
حدیا. [ ح ُ دَی ْ یا ] ( ع اِمص ) منازعت. مبارات. || ( اِ ) یکی از مردم و گویند: انا حدیاک، ابرز لی وحدک. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
منازعت مبارات
آواز، ترانه
حدیا. [ ح ُ دَی ْ یا ] ( ع اِمص ) منازعت. مبارات. || ( اِ ) یکی از مردم و گویند: انا حدیاک، ابرز لی وحدک. ( منتهی الارب ).
منازعت مبارات