لغت نامه دهخدا
جوع المغشی. [ عُل ْ م ُ ] ( ع اِ مرکب ) قسمی جوع و آنست که آدمی از فرط گرسنگی نتواند شکم خود را نگاه دارد و اگر خوراک به او دیر رسد او را غشی دست دهد و نیروی طبیعی او زایل گردد. ( کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به قانون ابوعلی سینا چ طهران ص 164 شود.