جا کبریتی
مترادفها
بسیار کوچک، ناچیز
متضادها
بزرگ، وسیع
لغت نامه دهخدا
جاکبریتی. [ ک ِ ] ( اِ مرکب ) جائی که کبریت در آن نهند. ظرف کبریت. قوطی کبریت.
فرهنگ فارسی
ظرف کبریت
بسیار کوچک، ناچیز
بزرگ، وسیع
جاکبریتی. [ ک ِ ] ( اِ مرکب ) جائی که کبریت در آن نهند. ظرف کبریت. قوطی کبریت.
ظرف کبریت