لغت نامه دهخدا
( آب کبریتی ) آب کبریتی. [ ب ِ ک ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آب معدنی که در آن بطبع گوگرد باشد.
( آب کبریتی ) آب کبریتی. [ ب ِ ک ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آب معدنی که در آن بطبع گوگرد باشد.
( آب کبریتی ) ( اسم ) آب معدنی که در آن بطبع گوگرد باشد.
آب معدنی که در آن بطبع گوگرد باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپس این کبریت به کبریتی دگر شد که درپی مالش با کاغذ شیشهای آتش میگرفت. امروزه کمابیش میلیونها کبریتی که در جهان بکار برده میشود همه از راه مالش آتش روشن میکنند. خمیر این کبریتها از کلرات پتاسیم، سولفور آنتیمون و آب صمغ بود. به دلیل خطر و گزند کاربرد از فسفر سفید کارل رانس و لوندسترم فسفر بیشکل، را که آمیختهای از فسفر سفید و قرمز بود را به کار بردند.
💡 مارچلو، شاوونارد و کولین حاضر شده و بیرون میروند، اما رودلفو برای تمام کردن مقالهای در خانه میماند و قول میدهد که خیلی زود به آنها ملحق شود؛ دوستانش هم در آن اطراف منتظرش میمانند. کسی در میزند؛ او دختریست که در اتاق دیگری از آن ساختمان زندگی میکند و شمعش در راه پله خاموش شدهاست. دخترک توضیح میدهد که کبریتی برای روشن کردن شمعش ندارد و از رودلفو درخواست کمک میکند. دختر جوان، لحظاتی بعد از حال میرود و رودلفو او را روی صندلی نشانده و کمی نوشیدنی به وی میدهد. اندکی بعد، حال دخترک بهتر شده و از رودلفو تشکر میکند و میگوید که باید برود؛ اما هنگام رفتن متوجه میشود که کلیدش افتاده و گم شدهاست.