تواس تصویر معنی تواس لغت نامه دهخدا ( توآس ) توآس. [ ت ُ ] ( اِخ ) از سرداران اسکندر که پس از فتح گدروزی به ولایت آن گماشته شد و اندکی بعد درگذشت. رجوع به تاریخ ایران باستان ج 2 صص 1859-1861 شود. کلمات مرتبط پورا تیوس تراسی بول اریده اس زوایلوس ارس دات سبارس