تیوس

لغت نامه دهخدا

تیوس. [ ت ُ ] ( ع اِ ) ج ِ تیس. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به تیس شود.
تیوس. ( اِخ ) پادشاه پافلاگونیه از معاصران و مخالفان اردشیر دوم بود که بدست داتام اسیر گردید و به دربار ایران تسلیم گردید. رجوع به تاریخ ایران باستان ج 2 صص 1141-1142 شود.

فرهنگ عمید

= تِیس

فرهنگ فارسی

از معاصران و مخالفان اردشیر دوم بود که بدست داتام اسیر گردید و به دربار ایران تسلیم گردید

جمله سازی با تیوس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خوشا گاه فرخ تیوس بزرگ که بامیش خوردی همی آب گرگ

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز