تلقح
مترادفها
باروری، لقاح
لغت نامه دهخدا
تلقح. [ ت َ ل َق ْ ق ُ ] ( ع مص ) آبستن وار نمودن ناقه. || منسوب کردن کسی را به گناه ناکرده. || بدست اشاره کردن در سخن گفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با تلقح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فرآیند تلقح مصنوعی در بخش کشاورزی و دامپروری یکی از روشهای بسیار موثر برای افزایش تولید محصولات و بهبود نژاد حیوانات محسوب میشود.
💡 دانشمندان برای دستیابی به نتایج بهتر در آزمایشگاههای زیستشناسی، شرایط محیطی بسیار دقیقی را برای انجام موفقیتآمیز فرآیند تلقح فراهم میکنند.
💡 در مطالعات پزشکی مربوط به باروری، بررسی دقیق مراحل تلقح و مراحل پس از آن برای درمان بسیاری از مشکلات زناشویی اهمیت دارد.