متلقح

مترادف‌ها

بارور شده، لقاح‌یافته

متضادها

عقیم، غیربارور

لغت نامه دهخدا

متلقح. [ م ُ ت َ ل َق ْ ق ِ ] ( ع ص ) ناقه که آبستن وار نماید. ( آنندراج ) ( ازمنتهی الارب ) ( ازاقرب الموارد ). رجوع به تلقح شود.

کلمات مرتبط