تقوف

لغت نامه دهخدا

تقوف. [ ت َ ق َوْ وُ ] ( ع مص ) بازداشتن، یقال: هو یتقوف علی مالی. || سخن آموزانیدن، یقال: فلان یتقوف فلاناً فی المجلس؛ ای یاخذ علیه فی کلامه و یقول له قل کذا و کذا. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).

اویس یعنی چه؟
اویس یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز