لغت نامه دهخدا
تحییض. [ ت َح ْ ] ( ع مص ) روان گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تحییض آب؛ روان کردن آن. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). || جماع کردن در حیض. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).آمیختن با زن، هنگامی که حائض بود. ( قطر المحیط ).