تتویج
متضادها
خلع، تنزل
لغت نامه دهخدا
تتویج. [ ت َ ] ( ع مص ) تاج بر سر کسی نهادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) ( زوزنی ). افسر پوشانیدن کسی را. ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
تاج بر سر کسی نهادن. افسر پوشانیدن کسی را.