لغت نامه دهخدا
بنمین. [ ب َ ] ( اِ ) بلغت زند وپازند پسر دختر است. و بجای تحتانی فوقانی هم بنظر آمده واﷲ اعلم. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).هزوارش بنمن، پهلوی پوس ( پسر ). ( یوستی، بندهش 90 از حاشیه برهان چ معین ).
بنمین. [ ب َ ] ( اِ ) بلغت زند وپازند پسر دختر است. و بجای تحتانی فوقانی هم بنظر آمده واﷲ اعلم. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).هزوارش بنمن، پهلوی پوس ( پسر ). ( یوستی، بندهش 90 از حاشیه برهان چ معین ).