لغت نامه دهخدا
برد افتادن. [ ب ُ اُ دَ ] ( مص مرکب ) بازی بردن از حریف و دست یافتن بر وی. ( آنندراج ):
شه از منصوبه ای زد آن سپه را
کز آن منصوبه برد افتاد شه را.خسرو ( آنندراج ).
برد افتادن. [ ب ُ اُ دَ ] ( مص مرکب ) بازی بردن از حریف و دست یافتن بر وی. ( آنندراج ):
شه از منصوبه ای زد آن سپه را
کز آن منصوبه برد افتاد شه را.خسرو ( آنندراج ).
بازی بردن از حریف و دست یافتن بروی.