اگندن

لغت نامه دهخدا

( آگندن ) آگندن. [ گ َ دَ ] ( مص ) رجوع به آکندن شود.

فرهنگ عمید

( آگندن ) = آکندن

فرهنگ فارسی

( آگندن ) ( مصدر ) ( آکند آکند خواهد آکند بیاکن آکننده آکنده آکنش ) ۱ - پر کردن انباشتن امتلا. ۲ - حشو در نهادن آکنه نهادن آکنش نهادن. ۳ - پوشیدن سطح چیزی بچیزی. ۴ - غنی کردن آبادان کردن. ۵ - دفن کردن مدفون ساختن. یا آکندن پهلو. فربه شدن. یا آکندن یال. قوی شدن بزرگ شدن. یاریش بفلفل آکندن. تیز تر کردن غم درد یاخشم بجای تسکین آن.

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز