لغت نامه دهخدا
تولاه. [ ت ُ وَ ] ( ع اِ ) رجوع به تولات شود.
تولاه. [ ت ُ وَ ] ( ع اِ ) رجوع به تولات شود.
[ویکی الکتاب] معنی تَوَلَّاهُ: اورا به سرپرستی و دوستی خود گیرد
ریشه کلمه:
ه (۳۵۷۶ بار)ولی (۲۳۱ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كتب عليه اءنه من تولاه فاءنه يضله و يهديه إ لى عذاب السعير(4)
💡 آنچه در اينجا در اشكال بر توجيه بالا اضافه مى كنيم اين است كه قرآن كريم در آيه(كتب عليه انه من تولاه فانه يضله و آيه انا جعلنا الشياطين اولياء للذين لا يؤ منون) بطور صريح به هر دو ناحيه گفتار ما دلالت دارند، اولى سلطنت را براى شيطاناثبات مى كند و دومى آن سلطنت را به قضاى خدا وجعل او مى داند.
💡 لذا در آيه بعد مى گويد: بر او نوشته و مقرر شده است كه هر كس حلقه اطاعت و ولايتشرا بر گردن نهد بطور مسلم گمراهش مى سازد و به آتش سوزان راهنمائيش مى كند (كتبعليه انه من تولاه فانه يضله و يهديه الى عذاب السعير).
💡 اضلال و همچنين ازلال در صورتى به فاعل مشخص اسناد پيدا مى كند كه آنفاعل از فعل ارادى برخوردار باشد و در مجارى ادراكى شخص مبتلا به زلت و لغزش وهمچنين مبتلا به ضلالت و گمراهى، از راه نفوذ انديشه، اثر بگذارد وگرنه اسناد آنبدون عنايت و تجوز نخواهد بود. اسناد ازلال در آيهمحل بحث به ابليس همانند اسناد ضلالت به او در آيه كتب عليه انه من تولاه فانه يضلهو يهديه الى عذاب السعير
💡 ((كتب عليه انه من تولاه فانه يضله و يهديه الى عذاب السعير.))(336)