لغت نامه دهخدا
المادبد. [ اَب ُ ] ( اِخ ) در «اخبار الصین والهند» ( ص 15 ) چنین آمده: و من ورائهم [ وراء الموجه ] ملوک المادبد، مدائنهم کثیرة - انتهی. مصحف سمادبد. ( یادداشت مؤلف ).
المادبد. [ اَب ُ ] ( اِخ ) در «اخبار الصین والهند» ( ص 15 ) چنین آمده: و من ورائهم [ وراء الموجه ] ملوک المادبد، مدائنهم کثیرة - انتهی. مصحف سمادبد. ( یادداشت مؤلف ).