افشانندگی
مترادفها
پراکندگی، پخش شدن
متضادها
گردآوری، جمعآوری، انباشت
لغت نامه دهخدا
افشانندگی. [ اَ ن َن ْ دَ / دِ ] ( حامص ) عمل افشاننده. حاصل عمل افشاندن. پراکندگی. ریختگی.
پراکندگی، پخش شدن
گردآوری، جمعآوری، انباشت
افشانندگی. [ اَ ن َن ْ دَ / دِ ] ( حامص ) عمل افشاننده. حاصل عمل افشاندن. پراکندگی. ریختگی.