اضحیان
لغت نامه دهخدا
اضحیان. [ اِ ] ( ع اِ ) گیاهی است. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). گیاهی است چون اقحوان. ( از اقرب الموارد ). || ( ص ) روزی اضحیان؛ یعنی روشن که در آن ابر نباشد.( از اقرب الموارد ). روزی روشن. ( مهذب الاسماء ) ( ناظم الاطباء ). || قمر اضحیان؛ ماه روشن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
اضحیان. [ اُ ح ُ ] ( ع ص، اِ ) رجوع به اِضْحیان شود.
جمله سازی با اضحیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ایام عید قربان، مسلمانان در سراسر جهان با اشتیاق فراوان به انجام قربانیهای مختلف و اضحیان خود برای انجام فرایض دینی میپردازند.
💡 مدیریت سازمانهای خیریه باید برنامهریزی دقیقی برای توزیع عادلانه گوشت حاصل از اضحیان میان نیازمندان و طبقات کمدرآمد جامعه در ایام مشخص داشته باشد.
💡 سنت اضحیان نه تنها یک عمل مذهبی، بلکه راهکاری برای تقویت پیوندهای اجتماعی و کمک به رفع گرسنگی در جوامع اسلامی مختلف محسوب میشود.