اشلاق

مترادف‌ها

اخلاق، منش، خصلت، رفتار، کردار، طبع، طبیعت

لغت نامه دهخدا

اشلاق. [ اِ ] ( ترکی،اِ ) نشستنگاه سلاطین در زمستان. ( شرفنامه منیری ).

فرهنگ فارسی

ترکی است. نشستگاه سلاطین در زمستان

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران