اتمیرار
متضادها
انقطاع، توقف، قطع
لغت نامه دهخدا
اتمیرار. [ اِ ] ( ع مص ) سخت شدن نیزه. ( منتهی الارب ). || سخت شدن نعوظ. اتمئرار.
فرهنگ فارسی
سخت شدن نیزه
انقطاع، توقف، قطع
اتمیرار. [ اِ ] ( ع مص ) سخت شدن نیزه. ( منتهی الارب ). || سخت شدن نعوظ. اتمئرار.
سخت شدن نیزه